درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
فرهنگ و هنر
دو شنبه 6 تير 1390برچسب:, :: 14:20 :: نويسنده : مهشاد
پدر مگسک تفنگ را روی کبوتر تنظیم کرد و آن را دست پسرش داد "اگه بتونی اون جوجه کبوتر رو بزنی همین امشب برات یه تفنگ می خرم که مال خودت باشه". پسر بچه تمام حواسش رو جمع کرد و شلیک کرد.تیر به خطا رفت و جوجه کبوتراز روی شاخه پرید.مرد دستی به پشت پسرش زد و گفت "نه ! هنوز بزرگ نشدی ". جوجه کبوتر تازه پواز یاد گرفته بود و سرخوش به همه جا سرک می کشید.مادرش از دور مراقب بود.وقتی درست چند ثانیه قبل از شلیک پسر جوجه کبوتر از رو یشاخه پرید کبوتر مادر به اش گفت : دیگه مطمئن شدم بزرگ شدی "
نویسنده: نسیم صباغان منبع: خرد نامه ی همشهری1389 نظرات شما عزیزان:
|
|||
![]() |